1-5 اهداف تحقیق و طراحی همانگونه که در قسمت های قبل بیان شد با توجه به تحقیقات انجام شده در سال های اخیر، عوامل متعدد تاثیر گذاری در رشد خلاقیت کودک، شیوه های آموزشی، جنبه های عاطفی –شناختی کودکان ونیزمسایل تربیتی مورد بررسی قرارگرفته اند،امابه تاثیرکیفیت فضای معماری درپرورش خلاقیت کمتر توجه شده است. هدف این تحقیق طراحی"خانه کودک" می باشد که در آن فضاها متناسب با روحیات و شرایط جسمی کودکان، با تکیه بر اصول فنی، بهداشتی، اجتماعی و مکانی جهت رشد و پرورش خلاقیت در آنان می باشد. جهت دستیابی به این مقصود باید اصول و مفاهیم معماری کودکان با دقت بررسی شود تا مراحل طراحی به صورت علمی و با آگاهی کامل از نیاز کودکان صورت پذیرد.یکی از منابع مهم الهام برای معماری کودکان شناخت رفتار و واکنش های کودکان است.کودک برای رشد، قبل هر چیز به ارضاء عاطفی واحساس پیوند با محیط فیزیکی و اجتماعی خود نیازمند است.معمار به عنوان خالق فضا تاثیر زیادی بر فضای فیزیکی خواهد داشت و لازم به ذکر است که فضای فیزیکی می تواند ایده بر انگیز و متنوع باشد و در رشد خلاقیت بسیار اثر گذارد. در طراحی "خانه کودک" تلاش می شود مشخصه های لازم برای طراحی محیطی مناسب و ایجاد محرک ها و انگیزه های مورد نیاز هر مرحله از رشد کودک مد نظر قرارگیرد. استفاده هوشمندانه از ابزارهای مشخصی همچون نور،رنگ، مصالح، فرم، بافت و ...به پرورش تخیل و خلاقیت کودکان، راههای به نمایش گذاشتن این تصورات و تخیلات وشکوفایی ذهنی کودکان کمک نموده و آن ها را در مسیر هویت یابی فردی یاری می دهد . اهداف این طرح عبارتند از: استفاده از پژوهشهای جدید و درک روانشناسی کودکان جهت بهبود طراحی فضایی با رویکرد خلاقیت محور در گروهسنی کودک. ایجاد فضاهای بازی با محوریت آموزشی برای کودکان در جهت رشد استعدادها و ارتقای تعاملات اجتماعی آن ها. استفاده از محیط طبیعی و ارتباط فضای بیرون و درون که سبب تقویت ادراک حسی کودک و تعامل بهتر او با محیط پیرامونش می باشد. 1-6 ابزار و روش تحقیق جهت جمع آوری اطلاعات مورد نیاز برای این تحقیق وطراحی، از تحقیقات و مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، میدانی،مصاحبه،مشاهده وشبکه های کامپیوتری استفاده خواهد شد. این تحقیقات پیرامون بهبود عملکرد فضایی معماری با توجه به اهداف بیان شده می باشد. در این پژوهش نمونه های طراحی و اجرا شده معماری از نظر عملکرد و جنبه های روانشناختی مورد نقد، بررسی و مقایسه قرارگرفته و با استفاده از نتایج بدست آمده، اصول جامعی جهت طراحی این فضای مهم بیان خواهد شد. فصل دوم مرور منابع و تحقیقات در این فصل به بررسی مفاهیم بنیادین و شاخص در ارتباط با موضوع طراحی و همچنین ارتباط این مفاهیم با هم می پردازیم. در گام اول کودک به عنوان مخاطب اصلی مورد مطالعه قرار می گیرد. بررسی و شناخت ویژگیها ، توانایی ها و نیازهای کودکان ما را در طراحی فضای مناسب رشد و پروش و شکوفایی استعدادهایشان بسیار یاری می رساند. در گام بعد به بررسی مفهوم آموزش و پرورش، تاریخچه مهد کودک و آموزش کودکان در ایران و جهان و در نتیجه اهمیت و اهداف آموزش و پرورش کودکان می پردازیم. در گام سوم مفهوم خلاقیت ، اهمیت آن در رشد احساسی ، فیزیکی و عقلانی کودک و خلاقیت به عنوان نیاز کودک امروز بررسی می شود. راهبردهایی در جهت پرورش خلاقیت کودکان و ابزارهای آموزشی موثر در رشد و پروش خلاقیت کودکان مطرح می شود. در گام آخر به چگونگی معماری برای کودکان در جهت دستیابی به فضایی که در آن کودک فرصت بیان افکار تازه و پرورش و رشد استعداد هایش را داشته باشد، فضایی که زمینه ای مناسب برای خلاقیت کودکان فراهم آورد میپردازیم. در ابتدا لازم است با تعاریف واژگان مورد استفاده در این بخش آشنا شویم. 2-1 کودک مراحل رشد انسان از نظر فیزیولوژیک و روانشناسی به چند مرحله تقسیم میشود که تعریف کودکی برای افراد بر حسب فرهنگ حاکم بر جامعه ایشان متفاوت است. به بیان ساده کودکی را می توان گستره ی سنی یکپارچه ای دانست که به صورتی متمایز از سایر دوره ها ی زندگی از تولد تا نوجوانی ادامه دارد. طبق تعریف فرهنگ فارسی معین،کودک به معنای کوچک،صغیروفرزندی که به حد بلوغ نرسیده )پسریادختر( یاطفل آورده شده است .طبق تعاریف حقوقی جمهوری اسلامی ایران، کودک به فردی اطلاق می شود که به سن بلوغ نرسیده باشد. قانون مدنی درتبصره یک ماده1210مصوبه1360مجلس شورای اسلامی،سن بلوغ رابرای پسران پانزده سال وبرای دختران نه سال قمری ذکرکرده است.کنوانسیون حقوق کودک که مفاد آن درسال 1368به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحدرسیده ومجلس شورای اسلامی ایران نیز درسال1372آنرا پذیرفته است،درماده یک خود اشاره به آن دارد که کودک کسی است که دارای سنی کمتر از18سال باشد،مگرآنکه طبق قانون اجرا در مورد کودک، سن بلوغ کمترتشخیص داده شود. ازنظرمرکزآمار ایران کودک به کسی گفته می شودکه اجازه فعالیت شغلی نداشته باشدکه دراین تعریف سن کودک حداکثر15سال تمام شمسی است. با دخالت عوامل گوناگونی کودکی به گامهای کوتاه تری تقسیم شده است. مطالعه نیازهای بهداشتی ، بررسی نیازمندی های آموزشی و پایش رشد شناختی و اجتماعی کودک از عوامل دخیل در دوره بندی کودکی بوده است. این دوره ها را می توان به صورتی که در ادامه بیان می شود تقسیم بندی نمود. دوره نو نهالی ( 3 تا 6 سالگی ) با پشت سر گذاشتن دوره شیر خوارگی کودک به آزادی و بی نیازی گرایش دارد و در عین حال به راحتی های دوره شیر خوارگی نیز بی میل نیست ، کودک در این دوره ناتوان و درمانده نیست و به تدریج فضای حیاتی و فعالیت های اجتماعی اش را گسترش می دهد . در آغاز این دوره رشد کودکان به لحاظ بدنی، عقلی و اجتماعی سریع و قابل ملاحظه است . در میانه این دوران تشکیل گروه های بی نظم و ناپیوسته دوستی اتفاق می افتد . گنجینه لغات کودک در نقش ابزاری برای ایجاد ارتباط عمل می کند . علی رغم تلاش همیشگی در جهت سر در آوردن از محیط پیرامون پیروی از دیگران بخش قابل توجهی از رفتارهای ایشان را شکل می دهد و برای کسب حمایت بزرگتر ها برای بر آوردن نیاز هایشان آگاهانه تلاش می کنند.تسلط بر اندام های حرکتی ، مهارت کار با ابزارها و توان جست و خیز را فراهم می آورد . در بازی های گروهی شرکت فعال دارد و قادر است با تمرکز داستان های بلند را بشنود ، سوال های جدی تر می پرسد و جواب های جدی می خواهد. دوره نوباوگی ( 6 تا 12 سالگی ) از اتفاقات عمده ی این دوره آغاز رسمی آموزش های آکادمیک است ، رشد فیزیکی در این دوره نسبت به دوران نونهالی و نیز نوجوانی کندتر می شود ، تصویر کودک از خودش در این دوره روشن تر شده، او موقعیت خود در تعامل با محیط اجتماعی را در می یابد . در مدرسه اولین قدم ها برای ارزش گذاری توانمندی های فردی کودک برداشته می شود ، او بنابر آنچه انجام می دهد در گروه پذیرفته می شود و از خلال باز خوردهای دریافتی خود را ارزیابی می کند روابطش را گسترش می دهد . در نیمه دوم این دوران کودکان جدی تر و فعال تر عمل می کنند ، ضمن انتقاد از بزرگترها به انجام کارهای مخصوص آن ها علاقه مند است . ویژگی عمده این دوران را می توان پیدایش روح همکاری گروهی و در عین حال رقابت کودکان با یکدیگر است . دوستی های این دوره می تواند به صمیمیت منجر شود. 2-2روانشناسی رشد و دیدگاههای مختلف در روانشناسی رشد همه موجودات زنده در طول زندگی خود دچار تغییر و تحولاتی می شوند. معمولا رشد بدنی تا زمان معینی پس از تولد ادامه می یابد، ولی رشد جنبه های روانی همواره و به صورت های گوناگون ادامه دارد . رشد انسان در دوره کودکی و در همه جنبه ها با سرعتی بیش از دوره بزرگسالی ولی به صورت پیوسته ادامه می یابد. رشد انسان در دوره کودکی و با گرایش فطری و غریزی به سوی کمال، متاثر از عوامل درونی و شرایط زیست محیطی بوده و درشکل گیری خصوصیات انسان در دوره های بعد بسیار موثراست. برای رشد تعاریف گوناگونی بیان شده است ، یکی از عام ترین تعاریف به این شرح است رشد عبارت است از همه تغییر و تحولاتی که از زمان تشکیل سلول تخم تا هنگام مرگ در انسان رخ می دهد. رشد حرکتی مستمر، دائمی و پیوسته بوده و گاهی آهسته و زمانی همراه با آهنگی سریع صورت می پذیرد. قبل از قرن 18 اهمیت محیط در رشد و تکامل انسان چندان مورد توجه قرار نمیگرفته است. اما امروزه تحقیقات نشان داده اند که غیر از چند صفت مربوط به گروهای خونی، هیچ یک از صفات وراثتی موجود در انسان از نفوذ عوامل محیطی بر کنار نیست. تمام صفات جسمانی و روانی ، نتیجه کنش متقابل و دائمی دو عامل وراثت و محیط هستند(احدی و بنی جمالی، 1382). محیط کودک باید در حد امکان بر انگیزاننده و مناسب باشد تا کودک بتواند استعدادهای بالقوه خود را به فعلیت در آورد. هر چه محیط زندگی و اجتماعی کودک، غنا و آرامش بیشتری داشته باشد، استعدادهایش بهتر رشد می کنند .(مقدم، 1358). اهمیت رشد در دوران کودکی از نظر برخی مشاهیر اینچنین آمده است، ((آلبرت انیشتین)) در خاطرات خود بیان می کند : نظریه نسبیت نمی توانسته در دوران بزرگسالی من شکل گرفته باشد، زیرا آدمی در بزرگسالی فرصتی برای اندیشیدن به فضا و مکان ندارد. این ها چیزهایی است که وقتی کودک بودم به آن ها فکر کرده ام.((اریک برن)) از موجودی درون انسان نام می برد که به آن پروفسور کوچولو می گوید . پروفسور کوچولو به جستجو گری مشغول است و در این زمان تنها باید شرایطی را برای کودکان برنامه ریزی کرد که این پروفسور کوچولو تخریب نشود و همین دانشمند وجود آدمی است، که می تواند زمینه ساز تبدیل یک کودک به دانشمندی عالی قدر و انسانی متکامل و خلاق شود . از این رو باید به کودکان خود با دید دیگری بنگرید زیرا بنای یک جامعه سعادتمند با تلاش همین کودکان بذاته خلاق ریخته می شود. پرورش: پرورش تغییراتی است که بر اثر آموزش و تاثیرات عوامل محیطی در انسان به وجود می آید . پرورش تغییر در جنبه های رفتاری انسان است ، در صورتی که رشد ، تغییرات کمی و کیفی در جسم و روح اوست .( احدی و بنی جمالی، 1382). پختگی (رسیدگی): به تغییرات خاصی اطلاق می شود که عامل اساسی در آن گذشت زمان همراه با تکامل و نظام یافتگی سیستم های عصبی است. انسان قادر نیست رفتاری را فرا گیرد مگر اینکه به مرحله ای از نمو رسیده باشد . به عبارت دیگر برای ظهور هر رفتاری دستیابی به حداقلی از رشد ، تکامل و آمادگی ضروری است . پختگی به تجربه کودک از محیط اطرافش بستگی چندانی ندارد . خصوصیات و تغییراتی که در کودک به وجود می آید، محصول تعامل بین رسش و یادگیری است. رسش تغییراتی است که بر اثر تکامل نیوهای بالقوه ایجاد می شود و تجربه در آن نقشی ندارد ، در حالی که یادگیری ، تغییراتی است که بر اثر تجربه به وجود می آید ( مقدم، 1358 و اتکینسون و دیگران، 1378). دیدگاههای روانشناسی رشد را می توان به سه گروه عمده نظریه های یادگیری، شناختی و روانکاوی تقسیم کرد. نظریه پردازان شناختی علاقمند به بررسی ماهیت شناخت و جنبه های مختلف آن در انسان هستند. صاحبنظران یادگیری، به یادگیری اطلاعات و رفتار، اعم از اجتماعی و غیر اجتماعی تکیه دارند. در حالی که در نظریه روانکاوی، به تحلیل حالات عاطفی و تاثیر آن ها بر رفتار انسان توجه می شود (احدی و بنی جمالی، 1382). جدول2-1: نظریات مختلف در روانشناسی رشد (احدی و بنی جمالی، 1382) چگونگی رشد انسان هدف رشد ماهیت فرد نظریات تنها به بررسی تغییرات کمی می پردازند. در کنش بین ارگانیسم و محیط بر محیط تاکید دارند. برای افراد بشر هیچگونه هدف نهایی در نظر نمی گیرند و معتقدند که هر موجود زنده از طریق منطبق کردن خود با محیطی که در آن زندگی می کند و بسته به شرایط آن محیط عادتهای خاصی را کسب می کنند. کودک به آسانی به وسیله عوامل محیطی شکل می گیرد. این عوامل ، عواملی هستند که می توانند پاداشها و تنبیه های محیطی را اعمال کنند و مدلهایی هستند که کودک می تواند از آن ها تقلید کند. نظریات یادگیری به هیچ وجه منکر تغییرات کمی نیستند ولی تاکید آن ها بر تغییرات کیفی رشد است. در کنش ارگانیسم و محیط ، بر ارگانیسم تاکید دارند. تحول ساخت های شناختی یک فرد رشد یافته ، در آخرین مراحل رشد باید بتوانند بطور انتزاعی در مورد مفاهیم بیاندیشد و نتیجه گیری کند. کودک بطور فعال تجربیاتی را که علاقمند به درک و کشف آنهاست ، انتخاب می کند. نظریات شناختی از دید آنان هر مرحله، انتقال و تغییر مرحله قبل نیست بلکه مرحله جدید است که در دوره های خاصی از زندگی اتفاق می افتد. در کنش بین ارگانیسم و محیط ، بر حسب این که کدام قسمت از شخصیت مورد نظر باشد ، زمانی بر ارگانیسم و گاهی بر محیط تاکید دارند. کنترل هیجانات و انگیزه ها فرد رشد یافته باید از تضادهایی که در کودکی برای او به وجود آمده، نسبتا آزاد باشد. کودک به وسیله غرایز قدرتمند درونی هدایت می شود. نظریات روانکاوی 2-2-1نظریه رشد و شناخت نظریه رشد پیاژه( 1896- 1980) یکی از معروفترین و متحول ترین نظریه های شناختی است. شاید یکی از دلایل پذیرش سریع نظریه ژان پیاژه این باشد که این نظریه در نظر همه کسانی که مدتی را با کودکان گذرانده باشند، صحیح می نماید. مشاهدات ژان پیاژه در مورد کودکان خردسال منجر به این پیشنهاد او شد که تفکر کودکان به ترتیب در چهار مرحله پدید می آید ، که سه مرحله آن در طی سالهای اولیه دوره کودکی روی می دهد. این چهار مرحله عبارتند از مرحله حسی حرکتی، مرحله پیش عملیاتی، مرحله عملیات عینی و در نهایت مرحله عملیات صوری. پیاژه به عنوان زیست شناس تصدیق کرد که کودکان در صورتی که بخواهند زنده بمانند باید محیط خود را سازمان دهند و با تغییرات موجود در آن سازگار شوند. پیاژه این دو اصل زیست شناسی را طرحواره (عناصر سازمان یافته فکر) و فرایندهایدرونسازی و برونسازی (شیوه ای که انسانها اطلاعات جدید را پردازش می کنند یا با انطباق می یابند) نام نهاد. جدول 2-2: مراحل رشد شناختی از دیدگاه پیاژه ( اتکینسون، 1378) ویژگی ها مرحله خود را از اشیاء تمیز می دهد. خود را به عنوان عامل ( فاعل ) اعمال خویش باز می شناسد و شروع به فعالیت هدفمند می کند . برای مثال ریسمانی را می کشد تا شی قابل حرکتی را به حرکت درآورد. به مفهوم پایداری شی دست می یابد ، درک می کند که اشیاء وقتی حواس را تحریک نمی کنند ، باز هم وجود دارند. حسی – حرکتی (تولدتا 2 سالگی) استفاده از زبان و بازنمایی اشیاء به صورت تصویر ذهنی و واژه را می آموزد. تفکرش هنوز خود محور است ، نگریستن از دیدگاه دیگران برایش مشکل است. اشیاء را برحسب یک ویژگی طبقه بندی می کند ، برای مثال همه قطعات چوبی قرمز را صرفنظر از شکل آن ها ، با تمام قطعات چوبی مربعی شکل را صرفنظر از رنگ آن ها در یک گروه قرار می دهد. پیش عملیاتی(2 تا 7 سالگی) می تواند درباره اشیاء و رویدادها به طور منطقی فکر کند. به نگهداری عدد ( 6 سالگی ) ، جرم ( 7 سالگی ) ، وزن ( 9 سالگی ) دست می یابد. اشیاء را بر حسب چند ویژگی طبقه بندی می کند و می تواند آن ها را بر حسب بعد معینی نظیر اندازه ، طبقه بندی کند. عملیات عینی (7 تا 11 سالگی) می تواند به طور منطقی درباره گزاره های مجرد فکر کند و به طور نظام دار به آزمون فرضیه ها بپردازد. به مسایل فرضی ، آینده و جهان بینی می پردازد . عملیات صوری (11 سالگی به بعد) حساس ترین دوران زندگی کودک 7 سال اولیه زندگی او است. شخصیت فرد در این دوره پایه ریزی می شود. تغییر روز به روز کودک از جنبه های مختلف در این دوران کاملا محسوس است. این تغییرات در برخورد رابطه ای که او با محیط برقرار می کند خود را آشکار می سازد. خصوصیات جسمانی، روانی، عاطفی و اجتماعی کودکان در سنین پیش از 7 سالگی به صورت خلاصه درجدول زیر آمده است. سن خصوصیات جسمانی خصوصیات روانی خصوصیات عاطفی خصوصیات اجتماعی 1 تا 3 سال رشد جسمانی سریع 4 و 5 سال رشد منظم و آهسته رفتار حرکتی هماهنگ بین چشمها و دست ها خود مداری علاقمند به یادگیری کنجکاو وعلاقمند به حیوانات صداقت و صمیمیت در بیان عواطف آزادی در اظهار حالات درونی تاثیر پذیری شدید از محرک های خارجی قادر به تحمل درونی محیط خانه انجام بازی های دسته جمعی اما به صورت خودمدارانه 6 و 7 سال رشد منظم و آهسته فعال و پر انرژی عدم داشتن مهارت در انجام عملیات کنجکاو علاقه مند به یادگیری استقلال نسبی علاقه مند به جمع آوری و نگهداری اشیاء آزادی در بیان عواطف در عین تلاش برای کنترل آن ها حساسیت نسبت به گفتار و رفتار بزرگترها شرکت در بازی های گروهی همچنان خودمدار اهمیت دادن به تایید و تحسین بزرگترها جدول2-3: ویژگیهای جسمانی، روانی، عاطفی و اجتماعی کودکان در 7 سال اول زندگی 2-3 روانشناسی تربیتی بنجامین بلوم یکی از روانشناسان معروف انواع یادگیری را بر اساس هدف های شناختی، انفعالی، روانی-حرکتی تقسیم می کند. او این طبقه بندی را قلمدادهای سه گانه هدف ها می نامد که نقش مهمی در زمینه مسایل آموزشی و ارزیابی به عهده دارند. الف) در هدف های شناختی موضوعاتی مانند آگاهی، ادراک، تشخیص و استقلال مطرح می شوند. ب) هدف های انفعالی یا عاطفی به اموری مانند احساس، هیجان و ... اطلاق می شود. ج) هدف های روانی- حرکتی با حرکات ظریف وماهرانه ای چون نقاشی،خط،رقص،نواختن آلات موسیقی سروکار پیدا می کند. نکته مهم آن است که هیچ یک از این رفتارها نم یتواند به طور کامل از دیگری جداباشد. یادگیری کودک در هر مرحله به عوامل متعددی بستگی دارد. رشد و پرورش کودک چه از نظر جسمی، روانی و تربیتی تحت تاثیر عوامل آموزشی و محیطی بسیار است. اولین کانون اجتماعی که کودک در آن پای می گذارد خانواده است ،سپس وارد جامعه بزرگتر می شود. در این قسمت رابطه کودک با خانواده، اجتماع و آموزش پذیری بررسی می شود. کودک و خانواده بهترین تعریف خانواده آن است که آن را نظام پیچیده ای بنامیم که مستلزم کارکرد به هم وابسته ای در میان اعضا باشد. خانواده هم اولین و هم قدیمی ترین محل ارتباط اجتماعی کودک به شمارمی رود. در سال های اولیه تنها روابط موجود برای کودک ، رابطه او با والدینش است . کنش متقابل و رابطه عاطفی بین نوزادان و والدین، به انتظارات و واکنش های کودک در روابط اجتماعی آینده شکل می دهد. اعتقادات و ارزش ها و نگرش های فرهنگی توسط والدین پالایش می شوند و به صورتی بسیار مجسم و منتخب به کودک ارائه می شوند. شخصیت، نگرش ها، طبقه اجتماعی- اقتصادی، عقاید مذهبی و تحصیلات پدر و مادر در ارائه ارزشهای فرهنگی و معیارهای آن ها به فرزند تاثیر می گذارد. کودک و اجتماع گروه ها و سازمان های مشخصی در چارچوب جامعه، در پرورش اجتماعی کودک نقش عمده ای ایفا می کنند . پدر و مادر ، همسالان و معلمان مقدار زیادی از وقت خود را صرف انتقال ارزشها و همچنین هدایت و اصلاح رفتار کودکان می کنند. برخی از سازمانها مانند مدرسه، مراکز مذهبی و موسسات قانونی و حقوقی با این هدف به وجود آمده اند که علم فرهنگ و معیار های اخلاقی و اجتماعی آن را منتقل و رفتارهای ارزشمند فرهنگی را حفظ کنند. به علاوه رسانه های گروهی بخصوص تلویزیون، جریان بسیار قوی و نسبتا جدیدی هستند که می توانند افکار، خواسته ها و رفتارهای کودک در حال رشد را شکل دهند (هترنیکتون ودی پارک،1372). 2-4 کودک و آموزش در مورد آموزش کودک پیش از دبستان نیز نظریات متعددی وجود دارد . مهد کودک های اولیه تا حد زیادی از عقاید اریکسون ناشی شده بود، اریکسون که ادامه دهنده راه فروید بود به نیازهای کودکان برای رسیدن به رشد اجتماعی اهمیت می داد. به عقیده او سازگاری اجتماعی و عاطفی هر فرد و کارایی او در بزرگسالی بستگی به آموزش های خردسالی در زمینه رشد اعتماد به نفس، استقلال شخصی، ابتکار و اهمیتی که فرد برای خود قائل است دارد. تاثیرات محیط ، هسته اصلی عقاید بیجود (1959) درباره رشد را تشکیل می دهد، از نظر او نتایج رفتار کودک بسیار مهم است، طبق نظر او کودکان به یاد گرفتن رفتاری تمایل دارند، که به نتایج مثبت می انجامد و از تجاربی که به شکست منتهی می شود پرهیز می کنند. 2-4-1 سابقه و ضرورت آموزش کودکان در خارج از ایران اولین مؤسسات مراقبت از کودک با الگو قرار دادن یتیمخانهها، 261 سال پیش؛ یعنی در سال 1129 شمسی (1750 میلادی) در کشور اتریش شکل گرفت. صاحبان سرمایه در اروپا که به نیروی کار ارزان احتیاج داشتند به استخدام زنان و دختران در کارگاه ها و کارخانه پرداختند؛ اما برای این کار یک مشکل اساسی وجود داشت و آن بچه های خردسالی بودند که در زمانی که مادرشان در محل کار حضور مییافت به نگهداری و آموزش احتیاج داشتند. از همین رو این مؤسسات در کنار کارگاههای تولیدی و در ساعات کاری زنان کارگر، به امر حمایت و نگهداری کودکان و کمتر به آموزش آنان میپرداخت. مؤسسات مراقبت از کودک برای خانوادههای فقیر طراحی شده بود تا زمانی که زنان در شرایط سخت مشغول به کار هستند، کودکان آنها به دنبال بزهکاری نباشند و برای جامعه دردسر جدید درست نکنند. با وجود نقطه نظر های مختلف در زمینه چگونگی فرآیند آموزش کودکان پیش از دبستان کل این حرکت از اوایل قرن 17 شروع شد. (دیوید ستاو) متخصص تعلیم و تربیت اسکاتلندی به بازی های کودکان بیشتر از برخوردهای مکانیکی با آن ها توجه کرده و معتقد بود که زمین بازی یک بهشت است. (فردریکفروبل) که معاصر او بود و تقریبا مبدع مفهوم (باغ کودکان) به حساب می آید نیز معتقد بود که (باغ کودکان باید نمونه کوچکی از این دنیا باشد که جنبه های مثبت و گوناگون آن را منعکس می کند).آموزش پیش از دبستان در کشور های مختلف جهان در بر گیرنده اصطلاحاتی چون(محل پرستاری از کودکان) و نیز همان باغ کودکان می باشد که عموما طیف 3 تا 5 ساله (در بعضی جاها 2تا6 ساله و در بعضی 3 تا 6 ساله) را در بر می گیرد. در مهدکودکهای جدید، آموزش در کنار بازی گنجانده شده بود که به مرور از لحاظ کیفی و کمی پیشرفتهتر میشد؛ تشکیل اتحادیه شغلی مربیان مهدکودک، وضع قوانین مربوط به تأسیس، برنامهریزی، اداره، نظارت و مراقبتهای تربیتی، تغییر در ساختار ظاهری و فضا و مسائل آموزشی از جمله پشتیبانی هایی است که زمینه گسترش مهدکودکها را فراهم تر ساخت. موفقیت فروبل در تاسیس موسسه پیشدبستانی این نوع موسسات را با همان لقب "کیندرگارتن" جهانی کرد و بعد از آلمان در کل اروپا و جهان تکثیرپیدا کرد. به تدریج از سال 1299 (1920 میلادی) به بعد، مراکزمراقبتی به سمت حاشیه رانده شدند و سیاستگذاریهای کلان به سمت مهدکودکهای همراه با آموزش می رفت. در این سالها بیشتر پایتختهای جهان دارای مهدکودک بودند و برنامه ریزیها بسیار دقیقتر صورت می گرفت. تفکیک گروههای سنی، تهیه اسباب بازیهای مفید برای هر گروه، تنظیم کلاسهای ژیمناستیک و تدریس موسیقی از جمله این برنامه ها بود. به هر حال این ایده اولیه ( آموزش کودکان پیش از دبستان ) که به نیازهای محیطی تا تربیتی وابسته بود به تدریج در تعدادی جهش های معماری در قرن 20 ظهور کرد. اکنون مهد کودک های الکترونیک در کشورهای اروپایی رایج شده است که از طریق اینترنت کودک را با برنامه درخواستی والدین سرگرم میکنند و آموزشهایی به آنان می دهند. 2-4-1-1 مهدکودک مجازی در استرالیا مهدکودک های مجازی در استرالیا شروع به فعالیت کردهاند و روش کار این مهدکودکها به این صورت است که والدین باید فرزند خود را در سایت مهد موردنظرشان ثبتنام کنند و بگویند که بچه آنها میخواهد چند ساعت از روز و چه ساعتهایی را با آن موسسه الکترونیک همراه باشد. سپس کافی است که کودک در ساعتهایی که ثبتنام شده است ، وارد سایت مهدکودکاش بشود و انواع بازیهای رایانهای را انجام بدهد یاکلی شعر، کاردستی، اطلاعات مربوط به شهر و کشور خودش، نقاشی، شناخت میوهها و گلها، نام حیوانها و حتی تلفظ صحیح کلمات و حروف را یاد بگیرد. همچنین کودکان میتوانند از طریق سایت این مهدکودکهای مجازی، با یک روانشناس کودک هم در ارتباط باشند و مشکلاتشان را با او در میان بگذارند. نکته بسیار جالب در مورد این مهدها این است که کودک شما در هر روز و هر ساعت، تنها میتواندیک کار را انجام بدهد و این به گیج و سردرگم نشدن او در محیط مجازی مهدش کمک بسیاری میکند. بهعنوان نمونه اگر بچهها از ساعت 9 تا 10 صبح، تمریننقاشی کردند، از ساعت 10 به بعد صفحه نقاشی بسته و صفحه کاردستی برایشان باز میشود. ضمن این که مهدهای مجازی هر 10 یا 15 روز یکبار، یک اردوی تفریحی برای کاربرانشان ترتیب میدهند تا بچهها بیشتر با مربیان از راه دورشان آشنا شوند. بهرغم تمام مزایای این نوع مهدهای کودک، روانشناسان معتقدند که پیوستن به سایت آنها به هیچ وجه نمیتواند باعث تقویت روابط اجتماعی بچهها شود اما عضویت در اینگونه مهدکودکها میتواند تا حدی برای رفع اضطراب کودکان برای رفتن به مهد یا حتی مدرسه، مفید باشد.
نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نشان داده می شود ولی در سایت اصلی می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : jahandoc.com 2-4-1-2 مهدکودک الکترونیکی از ژاپن تا آمریکا هرچند که تاریخچه دقیقی از ثبت اولین مهدکودک الکترونیک در دنیا وجود ندارد اما به نظر میرسد که مهدهای الکترونیک از اوایل سال 2003 فعالیت خود را آغاز کرده باشند. شیوه کار این موسسات به این صورت است که تمام خبرهای مربوط به مهد و کارکنان آن و بچهها را برای اطلاع و اطمینان بیشتروالدین، روی سایت میگذارند و هر روز یا هر هفته، در صفحه اصلی سایتشان، بهترین و با استعدادترین بچهها را در زمینههای مختلف معرفی میکنند. این کار آنها باعث تشویق بچهها به انجام هرچه بهتر کارهایشان میشود. در ضمن والدین میتوانند از طریق وبکم، کارهایی که بچههایشان انجام میدهند را زیر نظر بگیرند و هر روز از طریق سایت مهد، اطلاعات مربوط به وضعیت آموزشی آنها را کسب کنند. امروزه مهدکودکهای این چنینی در سراسر دنیا از ژاپن گرفته تا انگلیس و آمریکا مشغول فعالیت هستند. 2-4-2 سابقه و ضرورت آموزش کودکان در ایران سابقه آموزش و پرورش پیش از دبستان در ایران خیلی طولانی نیست و می توان گفت که با مدرنیزه شدن ایران، مهدکودک ها و کودکستان ها آخرین مراحلی بودند که به آموزش و پرورش ایران افزوده شدند. اولین امتیاز رسمی تاسیس مهدکودک به سال 2490 شاهنشاهی بر می گردد که خانم (( برسادهوسپیان )) صاحب امتیاز اولین مهد کودک در ایران بودند. اما پیش از این تاریخ ، کودکستان های دیگری در ایران متعلق به مسیونرهایمذهبی و اقلیتهایدینی مشغول به فعالیت بودند از جمله مهدکودک جلفای اصفهان که زیر نظر کلیسای ارامنه بود. در سال 2420 شاهنشاهی خانم البیس فرهانیان که دوره مربی گری را در روسیه دیده بودند، کار جدی خود را برای تاسیس کودکستان در تهران آغاز کرد. در سال 2485 شاهنشاهی مرحوم میرزا جبار عسگرزاده معروف به جبار باغچه بان کودکستانی را در تبریز با نام "باغچه اطفال" تاسیس نمود و 4 سال بعد (1307) در شیراز کودکستان دیگری را تاسیس نمود. خانم قمر دولت آبادی نیز در اصفهان کودکستان هایی را برای کودکان تاسیس کرد. خانم توران میرهادی، فارغالتحصیل روانشناسی از فرانسه که نویسنده کتاب کودکان بود، اولین مرکز نگهداری و پرورش کودکان را بنا نهاد و آن مرکز، کودکستان نامیده شد. از سال 1330 نیز کودکستان های متعددی در تهران و شهرهای بزرگ ایران با روش های جدید تاسیس شد. در سال 1312 آیین نامه کودکستانها به تصویب شورای عالی معارف رسید و سنین کودکان این دوره چهار تا هفت سال اعلام شد. همچنین مسئولان دفتر برنامه ریزی آموزش کودکان پیش دبستانی، به دلیل آمار مردودی زیاد در کلاس اول دبستان و نیز مشکلات زبان آموزی در مناطق دو زبانه، آماده کردن کودکان 5 ساله را برای ورود به دوره ابتدایی در اولویت قرار دارند. بر این اساس واحد های مستقل یا ضمیمه دبستان را با عنوان "دوره آمادگی" در سال 1353 تأسیس نمودند (محسن طالب زاده نوبریان،1385). در حال حاضر مراکز پیش از دبستان در ایران شامل سه دوره یعنی مهد کودک (صفر تا 3 سال) کودکستان (3 تا 6 سال) و آمادگی (6 تا 7 سال) می شود. با توجه به نو پا بودن پرداختن به آموزش کودکان پیش از دبستان در ایران این پدیده نیز همچون سایر تبعات مدرنیسم و تغییر و تحولات ناشی از آن به صورتی شتابزده و بدون مطالعه ، به خصوص در زمینه فضاهای خاص آموزش کودکان پیش از دبستان و تنها در حد رفع نیازهای ابتدایی و حتی پایین تر از رفع نیاز های ابتدایی به وجود آمده است. 2-4-3 نگاهی به آموزش و پرورش کودکان در جهان امروز رشد انسان از تولد و حتی پیش از تولد ، تا 7 سالگی مساله ای است که کم و بیش در سرتاسر جهان به آن توجه کرده اند . پژوهش های اخیر نشان داده است که اگر در این مرحله رشد نسبت به کودک از نظر جسمی ، روانی و تربیتی غفلت و کوتاهی بشود در مراحل بعد تنها 50% از این کوتاهی را می توان جبران کرد . به طور کلی می توان 5 هدف اصلی برای آموزش و پرورش ذکر کرد : رشد وشکوفایی کودک فارغ از هر قید و بند و هدف گیری خاص از جمله قید آماده شدن برای ورود به دبستان ( یعنی آنچه بالقوه وجود دارد به فعل برسد و در این هدف آنچه مد نظر است کودک است و توجهی به ضرورت های سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی نمی شود و یا بسیار کم به آن ها پرداخته می شود .) آماده شدن برای ورود به دبستان ، وقتی چنین هدفی مد نظر باشد عملا مرحله پیش از دبستان تابع برنامه ریزیها و هدف گیری های دبستان می شود و تمام توجه و فعالیت ها بر این امر متمرکز می گردد که از کودک ، دانش آموزی موفق ساخته شود. پایه گذاری ارزش های اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و مذهبی در کودک .در این هدف نظام اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تربیتی جامعه تعیین کننده برنامه ها و فعالیت هاست. جایگزین مادر در همه اوقاتی که به نیروی کار او در جامعه نیاز است .در این جا منظور فقط نگهداری و پرستاری نیست ، بلکه می تواند بهترین جایگزینی باشد یعنی توجه به همه جوانب پرورش جسمی و ذهنی . شکستن دور باطل و فقر و عقب ماندگی ...کودک خوب رشد نمی کند چون خوب تغذیه نمی شود ، چون بهداشت او رعایت نمی شود ، چون از آموزش لازم برخوردار نیست ...( کودک در اثر آموزش های مناسب از رشد ذهنی کافی برخوردار می شود . ) بررسی اجمالی نظام های آموزشی در کشورهای مختلف به شرح زیر می باشد. جدول2-4: بررسی نظام های آموزشی در کشورهای مختلف کشور اهداف کلی اهداف آموزشی کودکستان (اهداف خاص) ژاپن رشد و پرورش شخصیت انسانی پرورش شهروندان سازنده و در حقیقت مسئولیت پذیر پرورش افراد برای میل به حقیقت و عدالت و احترام به ارزش های فردی پرورش وحدت ملی و درک ملیت و بالا بردن روحیه استقلال حفظ ارزش ها ،سنت ها و فرهنگ جامعه مدرنیزه کردن از طریق علوم و تکنولوژی تساوی در حقوق و شایستگی آمادگی جهت دنیای کار آمادگی جهت آموزش بیشتر توسعه ظرفیت افراد برای مشارکت در امر رفاه عمومی مردم و آگاه بودن نسبت به مسایلی چون زیان های محیطی ، جریان های عمومی ،اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی . ترفیع آگاهی،همکاری صلح بین الملی مشارکت آموزشی (به رسمیت شناختن آموزش و پرورش مختلط) تشویق به عادات اساسی زندگی و ایجاد نگرش در مورد سلامتی ، امنیت و زندگی شاد و پرورش زمینه ها و سلامت فکر و جسم تشویق در جهت ایجاد علاقه و اعتماد به مردم و پرورش نگرش در خصوص استقلال ، همکاری و اخلاق تشویق علایق نسبت به محیط طبیعی و اجتماعی و پرورش احساس قدردانی نسبت به محیط تشویق به استفاده از زبان در زندگی روزمره و توسعه نگرش در خصوص صحبت کردن و گوش فرا دادن به سخنان دیگران تشویق ذهن فعال و غنی ساختن خلاقیت کودک از طریق تجربیات گوناگون. انگلستان فراهم ساختن امکانات و شرایط لازم برای رشد فکری و جسمی کودک آشنا کردن کودکان با راه و رسم زندگی اجتماعی و آماده کردن اطفال جهت زندگی کردن ( که بالطبع خواندن و نوشتن و به اصطلاح با سواد شدن یکی از ارکان آن است ) بنای آموزش در انگلستان بر بازی استوار است. بازی های دسته جمعی و فکری سرود و شعر مجسمه سازی نقاشی قصه خوانی شوروی برابری زن و مرد و به رسمیت شناختن آموزش و پرورش مختلط آموزش از طریق عمل و تجربه نقش مدرسه در شکوفایی استعدادهای کودک از دیدگاه تنی ، روانی ، زیبایی شناسی و پرورش آنان با روحیه جمع گرایی و انترناسیونالیسم پرورش ذهن و توانایی های خلاق کودکان تاکید بر ارتباطات هماهنگی و تداوم در همه سطوح و تمام زمینه ها میان سازمان غیر آموزشگاهی و تعلیمات آموزشگاهی تاکید بر فعالیتهای دسته جمعی ( اواز دسته جمعی ، بازی دسته جمعی ، گردش دسته جمعی ) تاکید بر کار و آمادگی جهت دنیای کار هدف در آموزش پیش از دبستان تاکید بر بازی های جمعی مهرورزی فراوان نسبت به کودکان حمایت و مراقبت شدید از کودکان القاء زود رس فکر در جمع 2-4-4 انتخاب شیوه مناسب آموزشی می توان گفت که در یک سیستم آموزشی مناسب مربی باید بتواند سطوح مهارت های کنونی کودک را به سطح مهارت های بالقوه آنان ارتقاء دهد. بنابراین باید در انتخاب شیوه ها و فناوری های آموزشی مناسب همواره از وضعیت کنونی رشد کودک آگاه بود. آموزش دادن یعنی ایجاد فرصت برای گشودن معماها. اهمیت تعادل بین کودکان و مربی در آن است که مربی می تواند الگوهای دربردارنده راه حل های مناسب ارائه دهد و برای پیدا کردن راه حل به یادگیرنده کمک کند و پیشرفت را در نظر بگیرد. در چنین محیط هایی است که کودک نه تنها یاد می گیرد بلکه می تواند یافته های ذهنی خود را با دیگران در میان بگذارد. برای نیل به این مقصود از ابزارهای رایانه ای و محیط طبیعی و شبیه سازی محیطی می توان بسیار استفاده نمود. تمامی این تحولات در نظام آموزشی برای رسیدن به این هدف است که خلاقیت در کودکان شناخته و پرورش داده شود ، تا آنان بیاموزند به جای این که صرفا خود را با محیط سازگار کنند ، چگونه محیط را تغییر دهند. 2-5 خلاقیت 2-5-1 مفهوم خلاقیت برای آشنایی دقیق تر با مفهوم خلاقیت و استفاده کاربردی از آن ابتدا لازم است واژه خلاقیت تعریف گردد . واژه خلاقیت به معنای توانایی یک فرد در تولید یا ابداع یک پاسخ صحیح است. تعریف خلاقیت از دیدگاه ((رایربرگ)) و ((میر)) عبارت است از: ((توانایی حل مساله به روشی که فرد قبلا حل آن را نیاموخته باشد)) این تعریف شامل دو قسمت است:





















